باغچه ارغوانی 

 

یاشاسین آذربایجان یوردوموز.

 
 

( تعداد کل صفحات: 13 )

1 2 3 4 5 6 7 ...

 
 
رجبیون کجایند؟!!!
 
مرتبط با :

حضرت امام صادق(ع) فرموده است: روز رستاخیز سروشى از درون عرش ندا مى‏دهد رجبى‏ها کجایند؟ گروهى برمى‏خیزند که چهره‏شان براى مردم محشر مى‏درخشد، بر سرشان تاج پادشاهى آکنده از مروارید و یاقوت است. همراه هر یک از ایشان هزار فرشته از سوى راست و هزار فرشته از سوى چپ ایستاده‏اند و به او مى‏گویند اى بنده خدا! کرامت خداى بر تو گوارا باد! از عرش هم ندا مى‏آید که اى بندگان من! سوگند به عزت و جلال خودم جایگاه شما را گرامى و عطاى شما را جزیل قرار مى‏دهم و غرفه‏هایى از بهشت به شما ارزانى مى‏دارم که از زیر آن جوى‏ها جارى است و جاودانه در آن خواهید بود و پاداش عمل‏کنندگان چه نیکوست، شما براى من در ماهى، روزه‏ی مستحبى گرفتید که حرمت آن ماه را بزرگ و حق آن را واجب کرده‏ام. اى فرشتگان من! اى بندگان و کنیزکان مرا به بهشت درآورید. امام صادق اضافه فرموده که این پاداش کسى است که چیزى از ماه رجب را روزه بگیرد، هر چند یک روز از دهه اول یا دوم یا آخر آن باشد. (روضة‌الواعظین، ج2، ص402)

 

امام کاظم(ع) فرمود: رجب ماه بزرگى است که خداوند در آن ماه پاداش‏ها را دو چندان کند و گناهان را پاک سازد. هر که یک روز از ماه رجب را روزه بدارد، دوزخ به اندازه مسافت صد سال از او دورى گزیند و هر که سه روز از ماه رجب را روزه بدارد بهشت بر او واجب آید. (ثواب الأعمال و عقاب الأعمال، ص 54 )


 

میلاد امام محمد باقر و حلول ماه مبارک رجب رو به همه شما دوستان و همه مسلمین جهان تبریک می گم



.:: ::.
 
  نوشته شده توسط مهدیه در چهارشنبه 1391/03/3

نظر بده ()

 




 
 
مردان چگونه موجوداتی هستند؟(طنز)
 
مرتبط با :
مردان موجوداتی هستند که..... اگر با او خوب رفتار كنید او به شما خواهد گفت كه اسیر عشق او شده اید. اگر خوب رفتار نكنید او به شما خواهد گفت كه مغرور و متكبر هستید. اگر با او بحث كنید او شما را لجوج و خیره سر خواهد خواند! اگر آرام باشید(بحث نكنید) او شما را خنگ خواهد خواند! اگر از او با هوشتر باشید او خود را میبازد. اما اگر او از شما باهوشتر باشد او قطعاً شخص بزرگی است! اگر او را دوست نداشته باشید او برای بدست آوردن شما تلاش خواهد كرد! اگر عاشق او باشید او تلاش خواهد كرد تا از دست شما فرار كند! اگر با او درباره مشكلاتتان صحبت كنید او به شما خواهد گفت كه این حرفها آزار دهنده است. اگر درباره مسائل خود با او صحبت نكنید او خواهد گفت كه شما به او اعتماد ندارد. اگر شما قرار خود با او را لغو كنید شما غیر قابل اعتماد خواهید شد! اما اگر او اینكار را بكند حتماً با مشكل مهمی مواجه شده است! اگر شما سیگار بكشید شما یك دختر خیلی بدی هستید. اما اگر او سیگار بكشد او یك آقا (مرد بزرگ) خواد بود!! اگر شما امتحاناتتان را خوب بدهید شما شانس داشتهاید! و اگر نتایج امتحانات او خوب باشد به خاطر هوش بالا و استعدادش هست! اگر او را آزاد دهید شما شخص ظالم و بیرحمی هستید. اگر او شما را آزار بدهد (شما آدم خیلی حساسی هستید!!) خودم كه نفهمیدم چی به چی شد خلاصه مردان اصلا معلوم نیست جز کدام موجودات هستند

این نی نی هم تعجب کرده!



.:: ::.
 
  نوشته شده توسط مهدیه در سه شنبه 1391/03/2

نظر بده ()

 




 
 
راز جاودانگی
 
مرتبط با :

تنها با شهرت نیست كه میتوان جاودانه شد
این است راز جاودانگی

آیا تا به حال وقتی به پارک رفته ای؛ تو زمین بازی
 به بچه هایی که سوار چرخ و فلک هستند نگاه کرده ای؟


یا زمانی که قطرات بارون به زمین برخورد میکنند به صدای اون گوش داده ای ؟

آیا زیبایی بالهای یک پروانه زمانی که به هر طرف پرواز میکند را دیده ای ؟

وقت غروب در آسمانی نیمه ابری؛ آیا انعکاس رنگ خورشید را در ابرها نظاره گر بوده ای ؟

وقتی از دوستی میپرسی حالت چطور است؛ آیا صبر میکنی تا پاسخی دریافت کنی؟

آیا تا بحال به کودک خود گفته ای؛ "فردا این کار را خواهیم کرد"
و آنچنان شتابان بوده ای؛ که نتوانی غم او را در چشمانش ببینی؟


آن زمان که برای رسیدن به مکانی چنان شتابان می دوید،
نیمی از لذت راه را بر خود حرام می کنید.

آنگاه که روز خود را با نگرانی و عجله به پایان می رسانید،
گویی هدیه ای را ناگشوده به کناری می نهید.

زندگی که یک مسابقه دو نیست!
کمی آرام گیرید ...

به موسیقی زندگی گوش بسپارید،
پیش از آنکه آوای آن به پایان رسد.

من باور دارم که... همیشه باید کسانى که
صمیمانه دوستشان دارم را با کلمات و عبارات زیبا و دوستانه ترک گویم
زیرا ممکن است آخرین بارى باشد که آن‌ها را مى‌بینم  

من باور دارم که :

دوست داشتن و مورد محبت قرار گرفتن بزرگترین لذت دنیا است 



.:: ::.
 
  نوشته شده توسط مهدیه در شنبه 1391/02/30

نظر بده ()

 




 
 
مامانای گل روزتون مبارک!
 
مرتبط با :

یاس ها عطرشان را از بوی تن تو به عاریت می گیرند. شبنم، گل واژه اشک های توست ای شقایق دشتستان صبوری؛ ای هم آغوش پروانه ها؛ ای صفای گل سرخ؛ ای نرگس عشق؛ ای اقاقیای محبت؛ تو شمیم گل محمدی و رایحه گل نسترنی. مادر، تو از همه گل ها زیباتر و از همه آنها خوش بوتری، در سالروز یاد تو، عطر همه گل های شکفته را نثار وجودت می کنم.
اول از همه عید همه دوستان مبارک باشه !به همه اونایی که الان پیش مامانشونن و می تونن از صورتش ببوسن و بهش تبریک بگن خییییییییلیییییییییییییی غبطه می خورم !
خوش به حالتون! منم مامانمو می خوام!
وای که مادر چقدر دوست داشتنیه!

مامان عزیزم  روزت مبارک !

انشالا که  سایه همه پدر مادرا بالا سر بچه هاشون پا برجا باشه!

 



.:: ::.
 
  نوشته شده توسط مهدیه در شنبه 1391/02/23

نظرات ()

 




 
 
دریای امانت دار
 
مرتبط با :
جایی نوشته بود که ماهی از بغض است که نفس نفس می زند.
بی دلیل نبود که فکرمی کردم آب دریا شور شده!
شاید همین گریه زاری ماهی هاست که باعث شده دریا امانت دار باشد و هرچه را که برده باز گرداند.
مثل قایق کاغذی کودکی که می رفت و انتهای دور برگردان دور می زد.
مثل پل که روی آب می ماند.
مثل جزر و مد که جواب ساحل است.
مثل خنده هایی که می برد و صدایش را بر می گرداند
و مثل تمام کسانی که می برد و به مقصدی شاید معلوم و شاید نا معلوم می رساند .
از حوصله دریا به دور است که زیادی یقه اش را بگیری و بخواهی تحملت کند .
دریا امانت دار خوبیست فقط کافی است آن زمان که بادبادکی از سر شوق به آسمان فرستاده ای و نه قلعه ای ساحلی برای خودت دست و پا کرده ای به رویش بیاوری و آرام در گوشش بگویی :
آخرین خواسته ی مرا کجا بردی .



.:: ::.
 
  نوشته شده توسط مهدیه در یکشنبه 1391/02/17

نظر بده ()

 




 
 
معلمان عزیز روزتون مباااااااااارک!
 
مرتبط با :

ای معلم

کیف هایت پر پول

دل دریایی تو

پر از ماهی حلوا و اهور

تن تو سالم و دور از همه سختی ها

کمی حق مناطق محروم

نیارد به جبینت اخمی

و مشوش نشود خاطرت

از رفتن پولی به دیون

که تو خود مظهر صبری

و بی پول عظیمی عظیم

روغن بن کالای تو هم

از آن نوع است

که فقط مورچه ای سر بخورد

و بیفتد پایین

و تو باز شاد و شیرین باشی

و نگردد سیمایت مغموم

که من و شاگرد تو را

هی عسلین می خواهیم

اگر شاگردی جفا کرد

وفا داری کن

نکند درد جفایش

را تو در مان نکنی

که طبیبی، طبیب

نکند روزی جاری گردد

اشکی از رخسارت

که خلاف است خلاف

و تو خود می دانی که ننوشته است

هنوز قانونی

که کارشناسی بپرسد حالت

و یا مدیری به سراغت آید.

داستان هماهنگ حقوق

من ندانستم با کدامین تلسکوپ

به سراغش بروم

سال ها هست ولی پیدا نیست.

ای معلم

کاسه هایت پر صبر

دست هایت پر مهر

کارت هست

تعلیم فرزند زمان

فکر دانشگاه فرزند خودت را

به زمانی دیگر...

که تو خود سمبل ایثار و گذشتی

و روشن هستی به ابد

نام نیکت می رود دست به دست

می شود کام به کام

و دریغ از دستی که بیاید سویت

و دریغا گامی

که برایت..........

و من امروز به تنهایی تو آمده ام

تا سراغت گیرم

و بپرسم حالت

و بگویم، دانایم!استادم!

قلم مهر تو در دست من است

سلام ! من شرمنده ام ! چند روزه اینترنت خوابگاه قطعه و من نتونستم آپ کنم!دیروز باید این پست رو میذاشتم ولی خب نشد.

در هر صورت، م روز معلم یا بهتره بگم هفته ی معلم رو به همه معلمای عزیزم و به خصوووووووووص بابای گلم تبریک می گم!

این شعری که خوندید(البته اگه خونده باشید!!) رو من خیلی دوست دارم!

نمی دونم چرا با معلما اینجوری تا می کنن ؟!به جای اینکه هواشونو بیشتر داشته باشن ،........!

 



برچسب ها : روز معلم-هفته معلم-باباجون-مبارک-تبریک-حقوق-وام-کارمند-
.:: ::.
 
  نوشته شده توسط مهدیه در چهارشنبه 1391/02/13

نظر بده ()

 




 
 
سرنوشت کارتون‌هایی که می‌دیدیم چی شد؟!
 
مرتبط با : آقای سکسکه عمل کرده، می ره سر کار و میاد و زندگی شو می کنه!


    الفی دیگه از هیچی نمی ترسه!


    آلیس شوهر کرده، دو تا بچه داره و یه زندگی حقیر توی یه آپارتمان ۵٠ متری ساده.


    آن شرلی آرایش گر معروفی شده و توی جردن و چند تا محله ی بالای شهر شعبه

    زده و حسابی جیب مردم رو خالی می کنه به اسم گریم و رنگ موهای عالی …



    ای کیوسان کراکی شده و مخش تعطیل تعطیله!


    بامزی یه خرس بزرگ شد و شکارش کردن!… شلمان هنوز هم خوابه!


    پت پست چی بازنشسته شده و الان تو خونه ی سال مندان منتظر مرگشه!


    بنر رو یادته؟ پوستشو توی خیابون منوچهری 30000 تومن فروختن!


    بالتازار و زبل خان آلزایمر گرفتن.


    دامبو، پلنگ صورتی، پسر شجاع، خانوم کوچولو، گوریل انگوری، شیپورچی، یوگی و دوستاش همه توی یه سیرک بزرگن!


    تام سایر حسابی باکلاس شده و موهاشو مدل جوجه تیغی درست می کنه!


    تام و جری دو تا دوست صمیمی شدن!


    تن تن توی یه روزنامه خبرنگار بود، الان تو ستاد تبلیغاتی داره فعالیت میکنه!


    می گن خاله ریزه رفته مکه و حاج خانوم شده، توی مجالس زنونه روضه می خونه و خرج زندگی خودش و شوهر معلولش رو از این راه در می آره! قاشق سحرآمیز و جنگلی هم دیگه تو کار نیست!


    جیمبو رو از رده خارج کردن و بعد اجاره دادندش به ایران ایر !!


    چوبین خیلی وقته که مادرش رو پیدا کرده و دنبال یه وامه تا ازدواج کنه!


    حنا خانوم دکتر شده، مادرش هم از آلمان برگشته کنارش!


    خپل رو از باغ گل ها انداختنش بیرون, اون جا یه برج ١٠٠٠ طبقه ساختن! (چند روز پیش کنار یه سطل آشغال دیدمش – خیلی لاغر شده!)


    خانواده ی دکتر ارنست همسایه مونن، هر سه تا بچه اش رفتن خارج، همسر دکتر خیلی مریضه!


    رابین هود رو توی اسلام شهر گرفتنش – به جرم شرارت!- هفته ی دیگه اعدامش می کنن!


    حاج زنبور عسل بعد از اینکه مادرشو پیدا کرد، بالاخره اسمش در اومد رفت حج واجب و حاجی شده!


    سوباسو و کاکرو قهرمان جهان شدن، خب که چی؟!


    کایوت، بالاخره ردرانر رو گرفت ولی از شانس بدش آنفولانزای مرغی گرفت و مرد!


    هیچ کی نفهمید گالیور عاشق فلرتیشیاست!


    لوک خوش شانس طی یه بدشانسی، اشتباهی تو یه صحنه قتل دستگیر شد و نتونست خودشو تبرئه كنه و الان هم سلولی دالتون ها شده!


    مارکو پولو تو میدون راه آهن یه باقالی پلویی زده ، می گن کارش خیلی گرفته!


    گربه سگ عمل کردن و جدا شدن!


    ملوان زبل الان دیگه یه دزد دریایی معروف شده!


    آقای پتی بل تو میدون شوش یه بنک دار کله گنده س!


    معاون کلانتر از یه بانك اختلاس كرد و فرار كرد رفت خارج !


    آقای نجار الان به جرم قطع غیرمجاز درختان تحت تعقیبه و وروجک هم قایم شده!


    پت و مت دكترای مهندسی عمران گرفتند و الان جزو هیئت علمی دانشگاهند!


    نل افسردگی ش خوب شد و داستان زندگی شو به زودی چاپ می کنه!


    راستی بابا لنگ دراز آكرومگالی گرفته… واسه ش دعا کنید!


    پینوکیو بالاخره آدم شد…


    سندباد بخاطر گذاشتن عمامه بدون مجوز دستگیر شده و از شیلا خبری نیست


    بلفی و لی لی بیت رو با هم دیگه گرفتن و سنگ سارشون کردن.

برچسب ها : سرنوشت کارتون‌هایی که می‌دیدیم چی شد؟!-آلیس-شوکول-shookool-
.:: ::.
 
  نوشته شده توسط شوکول در دوشنبه 1391/02/11

نظرات ()

 




 
 
داستان جالب هیزم شكن!!
 
مرتبط با :
روزی، وقتی هیزم شكنی مشغول قطع كردن یه شاخه درخت بالای رودخونه بود، تبرش افتاد تو رودخونه. وقتی در حال گریه كردن بود، یه فرشته اومد و ازش پرسید: چرا گریه می كنی؟ هیزم شكن گفت كه تبرم توی رودخونه افتاده. فرشته رفت و با یه تبر طلایی برگشت.
"آیا این تبر توست؟" هیزم شكن جواب داد: " نه" فرشته دوباره به زیر آب رفت و این بار با یه تبر نقره ای برگشت و پرسید كه آیا این تبر توست؟ دوباره، هیزم شكن جواب داد : نه. فرشته باز هم به زیر آب رفت و این بار با یه تبر آهنی برگشت و پرسید آیا این تبر توست؟ جواب داد: آره.
فرشته از صداقت مرد خوشحال شد و هر سه تبر را به اوداد و هیزم شكن خوشحال روانه خونه شد. یه روز وقتی داشت با زنش كنار رودخونه راه می رفت زنش افتاد توی آب. هیزم شكن داشت گریه می كرد كه فرشته باز هم اومد و پرسید كه چرا گریه می كنی؟ اوه فرشته، زنم افتاده توی آب. "
فرشته رفت زیر آب و با جنیفر لوپز برگشت و پرسید : زنت اینه؟ هیزم شكن فریاد زد: آره!
فرشته عصبانی شد. " تو تقلب كردی، این نامردیه "
هیزم شكن جواب داد : اوه، فرشته من منو ببخش. سوء تفاهم شده. می دونی، اگه به جنیفر لوپز "نه" می گفتم تو می رفتی و با كاترین زتاجونز می اومدی. و باز هم اگه به كاترین زتاجونز "نه" میگفتم، تو می رفتی و با زن خودم می اومدی و من هم می گفتم آره. اونوقت تو هر سه تا رو به من می دادی. اما فرشته، من یه آدم فقیرم و توانایی نگهداری سه تا زن رو ندارم، و به همین دلیل بود كه این بار گفتم آره.

نكته اخلاقی: هر وقت مردی دروغ میگه به خاطر یه دلیل شرافتمندانه و مفیده



برچسب ها : داستان جالب هیزم شكن!!-شوکول-shookool-نكته اخلاقی-
.:: ::.
 
  نوشته شده توسط شوکول در جمعه 1391/02/8

نظرات ()

 




 
 
پارک شهر با پیرمرد استاد!
 
مرتبط با :

سلام بر دوستان باغچه ارغوانی!می خواستم یه جریانی رو براتون تعریف کنم:

دیروز با دوستم رفته بودیم پارک شهر !(جای شما خالی)

پارک شهر نزدیک خوابگامونه به خاطر همین تا دلمون می گیره یا حوصله مون سر میره مثل کش در میریم اونجا.

خلاصه !

یک ساعتی نشستیم !دیگه کم کم هوا تاریک می شد و ما قصد برگشت به آشیانه را می کردیم. همین جوری نشسته بودیم رو نیمکت و داشتیم تنقلات می خوردیم که بعدش پاشیم جمع کنیم بریم ...

دیدیم یه پیرمرد باشخصیت که یه کیف دستش بود(خیلی شبیه استادا بود) همین جوری تند وتند میره نمی دونم کجا!

همین که رسید به ما، یهو وایسادو گفت:

دخترای خوبم !آدم یه چیزی رو ندونه و بپرسه خوبه یا نادون بمونه؟!

ما هم مات و مبهوت مونده بودیم که خدایا این دیوانه س یا می خواد چی بگه؟!!

بعد دوباره سوالش رو تکرار کرد مام گفتیم خب معلومه: بپرسه!

گفت: خب فاضل یعنی چی؟! بعد خودش جواب داد که فاضل یعنی دانشمند !

و تاکیید کرد که یه کلمه عربیه!مام حرفاشو تایید می کردیم ولی هنوز نمی دونستیم چی می خواد بگه!هدفش چیه؟!

بعد گفت حالا فاضلاب یعنی چی؟!

مام یه چیزایی گفتیم !

گفت اصلا فاضل میتونه باآب که یه کلمه عربیه ترکیب بشه؟!

آیا درست نیس که ما به جای فاضلاب بگیم پس آب؟!

مام گفتیم حق با شماست!

بعد آخرش با یه خنده ی تلخی گفت :

پس نتیجه می گیریم گویندگان کشور ما یا نمی دانن و نمی پرسند یا اینکه نادانند!

بعدم گفت وقت شما بخیر و رفت!

حالا منو دوستم که شوکه شده بودیم زدیم زیر خنده ، کلی خندیدیم!

ولی می دونید چی رو فهمیدیم ؟! اینکه اون پیرمرد  بیچاره ازین که خیلیا خیلی چیزا رو نمی دونن ، به خیلی چیزا فکر نمی کنن، داشت زجر می کشید!می خواست به همه حرفاشو بزنه!

خیلی دلم براش سوخت!

ولی یه خاطره خیلی خوب برای ما شد!

به امید روزی که همه ی ما دانا شیم و نادان نمانیم!



برچسب ها : پار-پارک شهر-پیرمرد-استاد-پارک-من و دوستم-فاضلاب-فاضل-پساب-
.:: ::.
 
  نوشته شده توسط مهدیه در چهارشنبه 1391/02/6

نظر بده ()

 




 
 
جواب نظرات!!
 
مرتبط با : سلام خدمت دوستان مهدیه بانو و دیگر هیچ!(آخه هیچکی منو اینجا دوست نداره)
اومدم یه چیزو بگم زود برم!!
ابتدا جا داره به همه تسلیت بگم!(خودتون میدونید دیگه!)
بعد ابتدا یه جای دیگه هم داره که بگم:
امرووووووووووووووووووووووز مفتخریییم اعلام کنیم که جواب نظراتتونو دنبال کنید!
بنده یا مهدیه بانو سعی میکنیم زود به دیر،جواب نظرهایی رو که برامون گذاشتیدو جواب بدیم و شما هم میتونید هی دنبال کنید ببینید میتونید مارو بگیرید!(انگار بالا بلندیه!! مسخرس!)
خو دیگه! امری نیست،عرض پیش کشتان!!


برچسب ها : جواب نظرات!!-شوکول-shoookool-shookool-shokol-
.:: ::.
 
  نوشته شده توسط شوکول در یکشنبه 1391/02/3

نظرات ()

 




 
 
40 کاری که دختر ها نمی توانند انجام بدهند / طنز
 
مرتبط با :
۱- چیزی در مورد ماشین فهمیدن ، البته به جز رنگش …

۲- درک مضمون اصلی یک فیلم هنری

۳- ۲۴ ساعت رو بدون فرستادن sms زندگی کردن …
۴- بلند کردن چیزی

۵- پرتاب کردن

۶- پارک کردن

۷- خواندن نقشه

۸- دزدی کردن از بانک

۹- آرام و ساکت جایی نشستن

۱۰- بیلیارد بازی کردن

۱۱- پول شام رو حساب کردن

۱۲- مشاجره کردن بدون داد کشیدن

۱۳- مواخذه شدن بدون گریه کردن

۱۴- رد شدن از جلوی مغازه کفش فروشی

۱۵- نظر ندادن در مورد لباس یک غریبه

۱۶- کمتر از بیست دقیقه داخل یک دستشویی بودن

۱۷- دنده ماشین را با انگشت عوض کردن

۱۸- راه انداختن درست یک ویدئو

۱۹- تماشای یک فیلم جنگی

۲۰- انتخاب سریع یک فیلم

۲۲- ندیدن فیلم هندی

۲۳- غیبت نکردن

۲۴- فحش ناموسی دادن

۲۵- نرقصیدن موقع شنیدن یک آهنگ شاد

۲۶- آرایش نکردن

۲۷- لاک نزدن

۲۸- صحبت نکردن وقتی که باید ساکت باشن

۲۹- سیگار برگ و یا چپق کشیدن

۳۰- درک کردن شوهر وقتی اعصابش خورده

۳۱- گریه کردن بدون آبریزش بینی

۳۲- غذا پختن بدون تماشای تلویزیون

۳۳- تماشای اخبار و خوندن روزنامه

۳۴- نق نزدن

۳۵- لگد زدن

۳۶- از سن بیست و پنج سالگی رد شدن

۳۷- اخ تف کردن

۳۹- خواستگاری رفتن

۴۰- از همه مهمتر موارد بالا رو قبول کردن


برچسب ها : 40 کاری که دختر ها نمی توانند انجام بدهند / طنز-شوکول-shookool-مطلب طنز-
.:: ::.
 
  نوشته شده توسط شوکول در جمعه 1391/02/1

نظرات ()

 




 
 
ای پرستوی جوان
 
مرتبط با : سلام بچه ها دیگه تولد تموم شد! من الان 2 روزه که به دنیا اومدم!
من شمعا رو فوت کردم و کیک رو بریدمو کادو هامو باز کردم!!
پس نخود نخود هر که رود خانه خود!
غرض از مزاحمت می خواستم شهادت حضرت فاطمه رو بهتون تسلیت بگم
 


                                                                        ای پرستوی جوان

پر مکش از آشیان

پیش من ای خسته جان

کن نظر بر حال زارم یا زهرا

جز تو من یاری ندارم یا زهرا

ای بهشت آرزوهای علی

در به رویم باز کن

ای دو چشمت دین دنیای علی

هر چه خواهی ناز کن

ای همیشه همدم و همراه من

تکیه گاهم فاطمه

از چه رخ می پوشی از من کن

نگاهم فاطمه

بی تو حیدر بی معینه یا زهرا

بعد تو خانه نشینه یا زهرا

خفته ای در بستر ای بیمار من

فکر رفتن بر سرت

دیده بگشا برمن ای غمخوار من

گو سخن با همسرت

دست گلچین دوخته یک پیروهن

از شقایق بر تنت

از غم خود با علی بر گو سخن

دست من بر دامنت

ای همه بود نبود یا زهرا

ای گل یاس کبودم یا زهرا

ای پرتوی جوان

پر مکش از آشیان

پیش من ای خسته جان

یک شب دیگر بمان

کن نظر بر حال زارم یا زهرا

جز تو من یاری ندارم یا زهرا

در میان بستر خون خفته ای

با علی ذکر لبت

شانه بر دستان خود بگرفته ای

بهر موی زینبت

کودکانت در کنار بسترت

ذکرشان عمه یجیب

کن نظر بر حال زار همسرت

مانده ام آخر غریب

از چه رو در خون نشستی یا زهرا

دل مگر از من گسستی یا زهرا

کن نظر بر حال زارم یا زهرا

جز تو من یاری ندارم یا زهرا


...


برچسب ها : تولد-شهادت-ایام فاطمیه-مادر-حضرت علی-زینب-زهرا-حسن-تسلیت-
.:: ::.
 
  نوشته شده توسط مهدیه در سه شنبه 1391/01/29

نظر بده ()

 




 
 
اَبر برچسبها
 




 
 
مطالب پیشین
 
 

 

Powered By mihanblog.com Copyright © 2009 by http://baghchearghavani.mihanblog.com
This Template  By Theme-Designer.Com

 
 

.:: Menu ::.

صفحه ی نخست
پست الکترونیک
آرشیو مطالب
لینك rss
تماس با ما
طراح قالب

 

.:: About ::.

سلام به همگی.من مهدیه ام ،دانشجوی مالی دانشگاه علوم اقتصاد تهران، هفتادو یکیم! این باغچه متعلق به همه است هر گلی دوست داشتید به سر باغچه مون بزنید.مخلصیم.
مدیر وبلاگ: مهدیه

.:: Links ::.

حرفه ای ترین قالب های وبلاگ
استخاره
جوان فیروزه ای
یادداشت های فراموش شده
گنجشک عاشق
رهپویان قرآن
دلکده مطهر/مهدیه/
یادداشت های شخصی ابوالفضل آشناب
نوشته هام
لاله های نشکفته فکه
انسانیت برباد رفته
طنز های اجتماعی مملی
مکان لاهوتی
بصیرت
وطن فوتو
کویر...کویر...کویر
قدمیز دل باخته گویان یوردیمیزا سویلیرم
کوچولوها
کافه جوان
غم زده
نیمرو
عارف عاشق آرزو
مشاهده لیست کامل پیوندها

.:: Authors ::.

مهدیه
شوکول

.:: Others ::.

:: تعداد مطالب :
:: تعداد نویسندگان :
:: آخرین بروز رسانی :
:: بازدید امروز :
:: بازدید دیروز :
:: بازدید این ماه :
:: بازدید ماه قبل :
:: بازدید کل :
:: آخرین بازدید :



.:: Archive ::.

خرداد 1391
اردیبهشت 1391
فروردین 1391
اسفند 1390
بهمن 1390
دی 1390
آذر 1390
آبان 1390
مهر 1390
شهریور 1390
لیست کامل آرشیو ماهانه

.:: LinkDump ::.

خرید شارژ
آکوردهای جدید گیتار

لیست کامل پیوندهای روزانه
ارسال پیوند